تبليغاتX
سواد نامه -
دست نوشته های هر از گاهی من

توی پیاده‌رو که می‌آمدم، از دور دیدم داوودسیب‌زمینی ‌هم دارد پشت شیشه‌ی عقب ماشینش کاغذ سفیدی با نوشته‌های سبز رنگ می‌چسباند. آستینم را دادم بالا تا روبان دور مچم دیده بشود. کاغذ را چسباند، ماشینش را قفل کرد و رفت توی کوچه. از کنار ماشینش که رد می‌شدم دیدم درشت با ماژیک نوشته: "فروشی، مدل ۵۷، همراه: ×××××۰۹۳۷۵۴"

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 20:1  توسط ابوالفضل  |