تبليغاتX
سواد نامه
دست نوشته های هر از گاهی من
 

 

 

 

 

 

 

پ.ن.:خیال گفتن ندارم. گوشهایم هم از شنیدن خسته شده اند. فعلا بهتر است فقط تماشا کنم.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 17:17  توسط ابوالفضل  | 

 

  

 

اشو می گوید: 

"عجیب است که هر لحظه گور به ما نزدیک تر می شود.

حتی اگر از جایت جم نخوری، گور دارد به سمت تو حرکت می کند."

 

امروز سی ساله شدم.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 18:40  توسط ابوالفضل  | 

 

لیوان خالی چای،

کثیف و مکدر.

 

زیر سیگاری،

پر از فیلترهای له شده.

 

_ سلام، چطوری؟

_ خوبم.

 

  خوبم؟!

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:31  توسط ابوالفضل  | 

 

دهه محرم امسال هم تمام شد.

 

یک روایت ...

 

آمده است در روز عاشورا از حضرت حسین (ع) پرسیده می شود این خیل عظیم شما را نمی شناسند که چنین برای کشتن شما صف آراسته اند؟ و حضرت (ع) می فرمایند اینان مرا از فرزندان شان بهتر می شناسند فقط شکم ها شان از مال حرام انباشته است.

 

و یک نقل قول ...

 

" در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزاده زیست"

دکتر علی شریعتی

 

همین.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 16:57  توسط ابوالفضل  |